تبليغاتX
کلبه ای واسه یه عاشق

کلبه ای واسه یه عاشق

چشم پر از اشکم و اشک پر از عشقم ، همه اش واسه توئه

عشق را زیر باران باید یافت

 

بارون

چشم ها را باید بست

زیر باران باید رفت

دوست را زیر باران باید دید

عشق را زیر باران باید جست

زیر باران باید بازی کرد

زیر باران باید چیز نوشت ، حرف زد

نیلوفر کاشت

زندگی تر شدن پی در پی

زندگی ابتنی در حوضچه ی ((اکنون)) است

رخت را باید بکنیم:

اب در یک قدمی است

روشنی را بچشیم

شب یک دهکده را وزن کنیم

خواب یک اهو را

گرمی لانه ی لک لک را ادراک کنیم

روی قانون چمن پا نگذاریم

در موستان گره ذائقه را باز کنیم

و دهان را بگشاییم اگر ماه درآمد

و نگوییم که شب چیز بدی است

و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ

و بیاریم سبد

ببریم این همه سرخ ، این همه سبز...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 16:54  توسط یه عاشق (FaTeMe)  | 

بار ها این دل به جرم عاشقی شکست

 

پاییز داره یواش یواش میاد

من عاشق فصل پاییزم

عاشق بارونش

عاشق بوی نم بارونش

ادم دلش میگیره

احساس عاشقی میکنه

 

عشق من تویی

 

بار ها این دل به جرم عاشقی

زیر بار سنگینی غم شکست

من تو را اسان یاوردم به دست

دوستت دارم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 11:23  توسط یه عاشق (FaTeMe)  | 

عشق یعنی...

نوشته هام همه در مورد توئه .

گریه کردن هام هم به خاطر توئه .

خندیدن هام همه به خاطر توئه .

انتظار کشیدن هام همه واسه رسیدن توئه

اگه بخوام همه چیزایی رو که از من واسه توئه نام ببرم میشه یه زندگی

یه زندگی که حالا ضامن سالم بودنش تویی

و اگه بری تباه میشه .

پیشم بمون ، تنهام نذار .

من معنی  عشق  رو از تو اموختم

یادمه اروم توی گوشم بهم گفتی قلب فقط بخاطر یه چیز می تپه و اون عشقه .

پیشم بمون ، تنهام نذار .

وگرنه دیگه قلبم نمی زنه

 

عشق یعنی...

 

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی در دو محنت، درد درون

عشق یعنی قطره در دریا شدن

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 16:49  توسط یه عاشق (FaTeMe)  | 

بارون

 

باز هم بارون با تموم وجود خودش رو به شیشه میزنه

میرم کنار پنجره می ایستم و به بیرون نگاه می کنم ، که چیجوری قطرات بارون از چشم های ابر

از دل اسمون به زمین میان .

دلم بد جور گرفته .

میرم زیر بارون می ایستم . بدون چتر ، با چشم هایی بسته.

یاد سهراب سپهری می افتم که میگه :

چشم ها را باید بست ، زیر باران باید رفت .

فکر می کنم تا بقیه حرف هاش یادم بیاد . ولی نمی شه ، یادم نمیاد .

تا اینکه تو میای .

یادم میاد ، یادم میاد اونجایی رو که سهراب سپهری میگه :

دوست را زیر باران باید دید.

با اومدن تو دلم اروم میگیره .

و تو یادم میاری که عشق را زیر باران باید یافت

 

دوستت دارم تا ابد

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 18:18  توسط یه عاشق (FaTeMe)  | 

دلم هواتو کرده

 

بهت گفتم دوستت دارم

چون دوستت داشتم

ولی حالا نمی دونم چی باید بهت بگم

اخه نمی تونم بهت بگم دوستت دارم

عاشقتم هم به درد نمی خوره

اگه الان داری این رو می خونی

بدون که به اندازی تمام رز های دنیا

به اندازه تمام تپش های دل عاشق ها

دلم فقط تو رو می خواد و تو فقط  توی دلمی

وبس

غنچه رز 

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 15:26  توسط یه عاشق (FaTeMe)  | 

در روشنایی روز که سپیده سر می زند . در تاریکی شب که ماه شتابان می رسد .

در گرداب مشکلات که صدای قلبت از دوردست ها به گوش می اید

در اوج نا امیدی و امید که گریان و شادی

در شکست و پیروزی که بیقراری

در تنگنای راه ها ی رسیدن به موفقیت که نگرانی .

به دنبال چه میگردی ؟

به دنبال کیستی؟

تو خودت می دونی که دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 13:23  توسط یه عاشق (FaTeMe)  | 

چه کسی دل عشق را می فهمد ؟

مردی در کوچه ی دنیا می زند فریادی :

این دل عاشق مرا چه کسی خواهان است؟!

مردم کوچه ی دل تنگ بهار

پنجره دلشان را می بندند

پرده سخت و زمختی از قهر می کشندبر روی صدا

و به ان می خندند ...!

مردی از جنس افق می زند فریادی

این دل عاشق مرا چه کسی خواهان است؟!

کودکی دستپاچه از بشکستن نور..

بی دانستن عشق!

می گشاید شیشه غمزده ی پنجره را

و به ان مرد می خندد...

یک کودک دل عاشق را

می فهمد!!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 13:51  توسط یه عاشق (FaTeMe)  | 

دوستت دارم بی پایان

 

 

من از بادم ، تو از باران

من از موجم ، تو از ساحل

من از امروز ، تو از فردا

اگر بادم ،اگر باران. به جان جمله ی یاران

تو را دوست دارم ، بی پایان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 11:16  توسط یه عاشق (FaTeMe)  |